تاجگردون در این یادداشت آورده است:
«فرشتگان روی زمین
در اوج شلوغی کارها و سختیهای روزگار نباید فراموش کنیم با دعای چه کسانی ما زندهایم؛ مادران بهشتی روی زمین.
مادر شهید عیوضی، امامزاده جعفر. نمیدانم چرا، ولی هرچه هست از کوتاهی من بود و مدتی بود برخلاف عادت به او سر نزده بودم، اگرچه احوالپرسش بودم.
شنیده بودم بیمار و در بستر بیماری است. سرزده رفتم سراغش و دیدم در بستر است. نشستم پیشش و پرسید: «کی هستی؟»
وقتی گفتم «حاج غلامم»، اولین حرفی که زد این بود: «کجا بودی و چرا به من سر نزدی؟»
هر کاری کردم افاده نکرد و به زور نشست و مثل همیشه باز هم شوخطبع و مهربان بود. خیلی ناراحت شدم که چرا اینقدر منتظرم بود.
از سختی روزگار و مشکلات گفتم، دیدم بهتر از من میداند چه خبر است.
باز هم مثل همیشه با تسبیحش برایم فال زد و بوسیدم و گفت: «خوب آمد.» فال خضر و الیاس و ابلیس و گفت خضر آمد.
گفت: «نیتت چی بود؟»
گفتم: «تو خوب بشی.»
و امیدوارم فال و دعایم به برکت دعایش مستجاب شود.»
ارسال نظر